باران جدايي
لينكهاي خيس
جستجوگر كلمات
دوستان
تبادل لینک هوشمند برای تبادل لینک ابتدا ما را با عنوان پسرک شیطون و آدرس sjm.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.
عضويت در خبرنامه
نظرسنجي
Support Center
داستان مرد نابینا و روزنامه نگار
روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته بود
و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود
روی تابلو نوشته بود: من کور هستم لطفا کمک کنید
روزنامه نگار خلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت
فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت
و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت
آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت
و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد
عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد
که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است
مرد کور از صدای قدمهای او، خبرنگار را شناخت
و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید
که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد:
چیز خاص و مهمی نبود
من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم
و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد
مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است
ولی روی تابلوی او نوشته شده بود:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آن را ببینم
نظرات شما عزیزان:
کد را وارد نمایید:
عکس شما
ساعت
منو اصلي
آرشيو مطالب
نويسندگان
آخرين نوشته ها
Custom Code
<-PollName-> <-PollItems->
<-PollName->
<-PollItems->
خبرنامه وب سایت:
آمار وب سایت:
بازدید امروز : 14 بازدید دیروز : 3 بازدید هفته : 30 بازدید ماه : 20 بازدید کل : 263169 تعداد مطالب : 152 تعداد نظرات : 0 تعداد آنلاین : 1